مکانیزم‌های نوآورانه بقای نیروی انسانی و تاب‌آوری صنعت در شرایط بحران و پساجنگ

طرح «بَنا»

 

مصاحبه با سید آرش امامی، عضو هیئت مدیره و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک انجمن نساجی و پوشاک اصفهان

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) : نماینده افکار عمومی و منتقدان سرسخت اقتصادی

دکتر سید آرش امامی( میهمان مد ما ایران ) : استاد دانشگاه، کارشناس ارشد و مدیر تحقیقات استراتژیک انجمن اصفهان

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) : با سلام به مخاطبان گرامی. کشور تازه از یک تقابل نظامی چهل‌روزه و ویرانگر با ایالات متحده و متحدانش خارج شده است؛ شرایطی اضطراری که با تخریب بخشی از زیرساخت‌ها، اختلال شدید در زنجیره تأمین و سایه سنگین ناامنی همراه است. در این میان، بزرگ‌ترین هراس کارگران و جامعه، موج اخراج‌های دسته‌جمعی است. امروز در خدمت یکی از اساتید برجسته دانشگاه و مدیر تحقیقات استراتژیک انجمن اصفهان هستیم تا طرح «بَنا» (بقای نیروی انسانی) را که مدعی است نسخه‌ای علمی برای نجات اشتغال بدون بودجه‌های گزاف است، به چالش بکشیم.

 

سؤال ۱: آرمان‌گرایی فانتزی یا واقعیت کف بازار؟

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) جناب استاد، بدون تعارف بریم سراغ اصل مطلب. در شرایطی که سقف کارخانه‌ها ترکش خورده، مواد اولیه وجود ندارد و ماشین‌آلات خوابیده‌اند، شما به عنوان یک دانشگاهی و مدیر تحقیقات استراتژیک، از طرحی با الهام از مدل‌های آلمانی مثل Kurzarbeit صحبت می‌کنید. فکر نمی‌کنید که دولت پول برای اولیه‌ترین بازسازی‌ها ندارد، این تئوری‌ها صرفاً یک خروجی آکادمیک و بی‌خبر از واقعیت کف بازار است؟

دکتر سید آرش امامی( میهمان مد ما ایران ) :

دقیقاً برعکس؛ اتفاقاً در شرایط پساجنگ، نگاه استراتژیک حکم می‌کند که حفظ اشتغال صنعتی اولویت اول سیاست‌گذار باشد. صدمه به سقف کارخانه با سیمان و آهن قابل بازسازی است، اما صدمه اصلی، جبران‌ناپذیر زمانی رخ می‌دهد که «کارگر ماهر» و «سرمایه انسانی» کشور تعدیل و پراکنده شود. اگر این نیروها از دست بروند، پس از آرام شدن اوضاع، دیگر هیچ مغز متفکر و دست ماهری برای چرخ تولید وجود نخواهد داشت. طرح «بَنا» یک مدل تزئینی نیست؛ یک ابزار سیاستی نوین و حیاتی برای افزایش تاب‌آوری صنعتی است تا سرعت بازگشت اقتصاد به شرایط عادی را تسهیل کند.

 

سؤال ۲: شاهد مثال بیاورید — آمار واقعی، نه تئوری!

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) : خب استاد، حرف‌های قشنگی زدید، ولی بگذارید صادق باشیم. در بحران کووید ۲۰۲۰، کشورهایی که از مدل کار کوتاه‌مدت استفاده کردند چه نتایج واقعی گرفتند؟ آمار بدهید؛ نه شعار، نه تئوری پردازی آکادمیک.

دکتر سید آرش امامی( میهمان مد ما ایران ) :

بله، آمار واقعی می‌دهم. آلمان در بحران کووید ۲۰۲۰ از طریق برنامه Kurzarbeit توانست بیش از ۶ میلیون شغل را نجات دهد — یعنی از ۱۵ درصد تا ۲۵ درصد کاهش نرخ بیکاری جلوگیری کرد. در مقایسه، بریتانیا در همان بازه زمانی که برنامه مشابهی نداشت، با موج اخراج‌های گسترده مواجه شد و اکنون با بحران کمبود نیروی کار ماهر دست‌وپنجه نرم می‌کند. این اعداد را می‌توانید در گزارش‌های OECD و ILO صحبت کرد. طرح «بَنا» دقیقاً همین تجربه را با شرایط بومی ایران تطبیق داده است.

 

سؤال ۳: کارخانه بدون مواد اولیه — کارگر را چه می‌کنید؟

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) : بسیار خب. اما واقعیت امروز این است که کارخانه‌ها نه مواد اولیه دارند، نه انرژی، نه بازار. شما می‌گویید نیروی انسانی را حفظ کنید — اما با چه کاری؟ چطور می‌توانید ۳۵ نفر کارگر بیکار را با حقوق نصف نگه دارید وقتی هیچ کاری برای انجام دادن ندارند؟

دکتر سید آرش امامی( میهمان مد ما ایران ) :

این یک سؤال بسیار مهم است. طرح «بَنا» سه مسیر موازی را پیشنهاد می‌کند: اول، استفاده از دوران توقف تولید برای ارتقای مهارت کارگران (در واقع تبدیل بحران به فرصت آموزشی). دوم، تقسیم کار افقی بین بنگاه‌ها — یعنی کارگر کارخانه آسیب‌دیده می‌تواند موقتاً در واحدهای فعال‌تر مشغول شود. سوم، مشارکت در بازسازی زیرساخت‌های همان صنعت. این سه مسیر نه تنها بیکاری پنهان را به اشتغال مولد تبدیل می‌کند، بلکه انسجام گروه‌های کاری را حفظ می‌کند که خودش یک سرمایه اجتماعی ارزشمند است.

 

سؤال ۴: منابع مالی از کجا؟ بودجه‌های خیالی!

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) : استاد، بریم سراغ پول. این برنامه‌ها هزینه دارند. دولت در شرایط جنگی بودجه کافی ندارد. شما در اسلایدتان از صندوق‌های مشترک کارفرما-دولت صحبت کرده‌اید. این واقعی است؟ از کجا بیاید این پول؟

دکتر سید آرش امامی( میهمان مد ما ایران ) :

مدل تأمین مالی طرح «بَنا» بر سه پایه استوار است: اول، سهم کارفرما — که در مقایسه با هزینه اخراج و استخدام مجدد بسیار کمتر است. دوم، صندوق ملی اشتغال که در حال حاضر هم وجود دارد ولی بهینه استفاده نمی‌شود. سوم، تسهیلات خط اعتباری بانک مرکزی برای بنگاه‌های مشارکت‌کننده. نکته کلیدی این است که هزینه حفظ یک کارگر ماهر در کوتاه‌مدت بسیار کمتر از هزینه آموزش و جذب نیروی جدید پس از بحران است — این یک سرمایه‌گذاری، نه هزینه است.

 

سؤال ۵: تجربه شکست‌خورده ایران — تعدیل نیرو همیشه بوده!

میرحسام الدین موسوی (مصاحبه گر) : آخرین سؤال. ایران سابقه طولانی در تعدیل نیرو دارد. هر بار بحران آمده، کارگران اخراج شده‌اند. چرا فکر می‌کنید این بار متفاوت است؟ چه ضمانت اجرایی وجود دارد که کارفرما واقعاً از این طرح استفاده کند و نه فقط برای فرار از مالیات؟

دکتر سید آرش امامی( میهمان مد ما ایران ) :

سؤال مهمی است و ریشه تاریخی دارد. تفاوت اساسی طرح «بَنا» با گذشته در ساختار انگیزشی و نظارتی آن است. اول، مشارکت داوطلبانه نیست — از سیستم بیمه اجتماعی الزامی گره خورده است. دوم، نه فرار از مالیات، بلکه یک معامله شفاف است: کارفرما موافقت می‌کند نیرو را نگه دارد و در عوض تسهیلات می‌گیرد. سوم، سازوکار نظارتی شفاف با گزارش‌دهی دوره‌ای دارد. تجربه آلمان، اتریش و کره جنوبی نشان داده که وقتی این سه شرط برقرار باشد، نرخ انطباق کارفرما بالای ۸۵ درصد است.

آقای با تشکر ازحضور شما در مد ما ایران
تهیه و تنظیم : میرحسام الدین موسوی

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *